جمعه ششم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 5:36 توسط احد شهریاری | 

سه نفر مسافر در یک شهر غریب وارد یک حمام عمومی می شوند، وقتی که پس از استحمام از حمام خارج می شدند؛ یکی از آنان به حمامی گفت: « چه قدر مزد بدهم ؟ » حمامی گفت : « کنار آن صندوق ( اشاره به صندوقی که در آن جا بود ) برو؛ به اندازه ی پولی که در صندوق هست به درون آن بریز سپس 40 تومان بردار.» او همین کار را کرد.دومی از مقدرا مزد پرسید. حمامی گفت : « کنار آن صندوق برو؛ به اندازه ی پولی که در صندوق هست؛ به درون آن بریز. سپس 40 تومان بردار.» او رفت و همین کار را کرد. سومی آمد و از مقدار مزد پرسید. حمامی گفت : « کنار همان صندوق کذایی برو. به اندازه ی پولی که در صندوق است به درون آن بریز. سپس 40 تومان از مجموع پول از درون صندوق بردار. او رفت و همین کار را کرد. بعد از آن که آن ها از حمام خارج شدند و رفتند حمامی سراغ صندوق آمد. هیچ پولی در آن ندید. اینک جواب بدهید که ابتدا در صندوق چه قدر پول بوده است؟

مشخصات
همراه و همگام با معلم در کلاس درس ریاضی دستتو بده به من. نگران هیچی نباش. بهت یاد خواهم داد چه طور از تیزهوشان قبول شی.