چهارشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۰ ساعت 6:22 توسط احد شهریاری | 
بازی مداد شمعیبازی پروفسور

   برای دریافت فایل فعال سازی بازی اینجا کلیک کنید.

جمعه بیستم آبان ۱۳۹۰ ساعت 19:59 توسط احد شهریاری | 
یکشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 17:46 توسط احد شهریاری | 

خداي من!

خواندمت پاسخم گفتي

از تو خواستم، عطايم كردي

به سوي تو آمدم، آغوش رحمت گشودي

به تو تكيه كردم نجاتم دادي،

به تو پناه آوردم حمايتم كردي

خدايا!

از خيمه‌گاه رحمتت بيرونمان مكن

از آستان مهرت نوميدمان مساز

آرزوها و انتظارهايمان را به حرمان مكشان

از درگاه خويشت ما را مران

اي خدای مهربان!

بر من روزي حلالت را وسعت بخش

و جسم و دينم را سلامت بدار

و خوف و وحشتم را به آرامش و انست مبدل كن

و از آتش جهنم رهايم ساز.

خداي من!

تو چه قدر به من نزديكي با اين همه فاصله‌اي كه من از تو گرفته‌ام.

تو اين قدر دلسوز مني!

خدايا!

تو كي نبودي كه بودنت دليل بخواهد؟

تو كي غايب بودي كه حضورت نشانه بخواهد؟

تو كي پنهان بوده‌اي كه ظهورت محتاج آيه باشد؟

كور باد آن چشمي كه تو را ناظر خويش نبيند

كور باد نگاهي كه ديده‌باني نگاه تو را در نيابد

بسته باد پنجره‌اي كه رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود

و زيان كار باد سوداي بنده‌‌اي كه عشق تو نصيب ندارد.

خداي من!

مرا از سيطره ذلت بار نفس نجات ده و پيش از آنكه

خاك گور بر اندام نشيند از شك و شرك رهايي‌ام بخش

خداي من! چگونه نوميد باشم در حالي‌ كه تو اميد مني!

چگونه سستي بگيرم در حالي كه تكيه‌گاه مني!

خداي من!

اگر آنچه از تو خواسته‌ام. عنايت فرمايي محروميت از غير از آن زيان ندارد

و اگر عطا نكني و هر چه عطا جز آن منفعت ندارد

يارب! يارب!يارب

مشخصات
همراه و همگام با معلم در کلاس درس ریاضی دستتو بده به من. نگران هیچی نباش. بهت یاد خواهم داد چه طور از تیزهوشان قبول شی.