پنجشنبه چهارم آبان ۱۳۹۱ ساعت 19:44 توسط احد شهریاری | 
يه بيوگرافي كوتاه و اينكه چطور به اين رشته علاقمند شديد ؟

من متولد آبان سال 1351 در تبريز هستم و تمام تحصيلاتم را در همين جا، در تبريز انجام داده ام.دبيرستان كه بودم مي خواستم ادبيات بخوانم اما مدير مدرسه اجازه نداد و من را به زور در رشته رياضي ثبت نام كرد. من هم براي اينكه انتقام بگيرم سر كلاسهاي رياضي كتابهاي ادبيات و فلسفه مي خواندم. به تدريج به منطق علاقمند شدم و همين باعث شد تا با منطق رياضي آشنا شوم. شور و شوق حاصل از اين آشنايي چنان شديد بود كه تصميم گرفتم براي درك بهتر كتابهاي منطق، دروس رياضي دبيرستان را كه تا آنروز برايم جاذبه اي نداشت از اول و با دقت بخوانم. در سال سوم دبيرستان، در يك مدت كوتاه كلي رياضيات ياد گرفتم، از حساب ديفرانسيل و انتگرال گرفته تا نظريه مجموعه ها، نظريه اعداد و صد البته منطق رياضي. بالاخره وقتي در مقطع چهارم دبيرستان همه هم كلاسهاي من در تب و تاب كنكور بودند، من با خيال راحت پديدارشناسي روح هگل را مطالعه مي كردم، چون تصميم گرفته بودم در دانشگاه رياضي محض بخوانم و مي دانستم كه از هر دانشگاهي كه بخواهم مي توانم به راحتي قبول شوم. يادم هست كه يك هفته مانده به كنكور، روي نيمكتي در باغ گلستان، كانديد ولتر را مي خواندم. تا آنروز تنها سفرم، باز آمدن بود بي آنكه با قدمهاي نوپايي خويش به راهي دور رفته باشم، و همين سبب شد كه نتوانم از تبريز دور شوم و نهايتا تصميم گرفتم در همين جا، در تبريز اسرارآميز، كه روح قهرمانانش در ديوارها مخفي شده اند بمانم و اين شد كه در سال 1370 به دانشگاه تبريز آمدم. 

تحليل كلي شما از رياضيات چيست؟

دانايي (اگر واقعيت داشته باشد) وجه تمايز انسان و ساير موجودات عالم است. انسان همواره در جستجوي دانش بوده و غايت دانش، دست يافتن به اسرار كائنات است. رياضيات تواناترين وسيله براي كشف و بيان اين اسرار است. دانش بدون رياضيات امكان ندارد و هر فعاليت ذهني كه به زبان رياضي قابل انعكاس نباشد علم نيست. رياضيات نه تنها زبان علم، كه ابزار آن هم است. به نظر من دنياي رياضيات يك دنياي شگفت انگيز و باور نكردني است. موجودات و ذوات رياضي به ندرت در جهان مادي نمود پيدا مي كنند. آنها متعلق به يك جهان ماورايي و روحاني اند و رياضيدان دانشمندي است كه خودش اينجاست، در اين عالم سايه ها، درون غار افلاطون، ولي موضوع مورد مطالعه اش در جايي است كه نمي دانم كجاست، جايي براي بودن بودها و نه ظهور نمودها. ساير دانشمندان همواره چيزي را مطالعه مي كنند به همين جهان ماده و انرژي تعلق دارد اما كار رياضيدان چنين نيست و شگفت اينكه حاصل كار او نهايتاً بطور موثر به توصيف وتفسير همين عالم مادي منجر مي شود.

چرا رشته رياضي در ايران تحويل گرفته نمي شود و اكثرا رتبه هاي پايين به اين رشته مي آيند؟ 

اين كه رياضيات در ميان عوام الناس تحويل گرفته شود يا نه، چيزي به ارزش آن نمي افزايد و چيزي از ارزش آن نمي كاهد. اما راجع به وروديها ي اين رشته همواره استثنا وجود داشته است. شايد بتوان سوال شما را به اين صورت تصحيح كرد كه چرا اغلب رتبه هاي خوب كنكور جذب رشته رياضي نمي شوند؟ جواب اين سوال بديهي است: كنكور در ايران يك سيستم ضد علمي است و بنابرين آنچه كه از منظر كنكور عالي محسوب شود، طبيعتاً از نظر علمي بي مايه و فقير است. به نظر من اگر دانش آموزي در كنكور رتبه خوبي كسب كرده باشد دليل توانايي علمي او نيست كه بر عكس حكايت از آن دارد كه چنين فردي هيچ نوع مطالعه خارج از چارچوب كتابهاي درسي نداشته و تمام زندگي نكبت بارش صرف رفتن به كلاسهاي كنكور و يافتن گزينه صحيح ميليونها تست چهار جوابي شده است. چنين فردي بوضوح جذب رشته رياضي نمي شود، بلكه دندانپزشكي را دوست دارد تا سرش همواره درون دهان متعفن بيمارانش باشد. فقط انساهاي باهوش، با استعداد و با سواد هستند كه مي توانند عاشق علم و هنر باشند.اگر كسي دنبال رياضيات يا فيزيك يا فلسفه، هنر يا ادبيات نرود معلوم مي شود كه يا ذوق و استعداد اين كار را ندارد و يا آن ذوق و استعداد را در وجود خويش نابود كرده است. من در دبيرستان دوستي داشتم كه با استعداد بود. او تصميم گرفت در دانشگاه، اول عمران بخواند و بعد از اينكه مهندس شد با خيال راحت برود دنبال فيزيك كه رشته مورد علاقه اش بود. او مهندس خوبي شد اما هيچ وقت نتوانست فيزيك بخواند. الان زندگي او بتن و ميلگرد و عمله و نظام مهندسي است. به نظر من او خودكشي كرده است. جامعه ما انسانها را به اين كار وادار مي كند.

چرا وضعيت دوره هاي كارشناسي رياضي خوب نيست؟ آيا شما براي شناساندن رياضيات در ميان عموم كاري انجام مي دهيد؟

به نظر من اصلاً اين طور نيست. اگر ما در هر ورودي فقط يك استعداد خوب و درخشان را كشف و تربيت كنيم برايمان كافي است.من هم با معرفي رياضيات به عموم و همگاني كردن آن موافقم اما متاسفانه خودم فرصت اين كار را نداشته ام.

گرايش شما جبر بوده، چرا؟

اگر من در زمينه بسيار كوچكي از جبر متخصص شده ام معنايش آن نيست كه ساير شاخه هاي رياضيات را نمي پسندم. تما شاخه هاي رياضيات از نظريه اعداد و هندسه و آناليز تا نظريه گروه و جبر لي و امثال آن بي نهايت زيبا و شگفت انگيز هستند. اگر من در شاخه بسيار كوچكي از جبر فعاليت مي كنم دليلش اين است كه فرصت من براي سياحت در جهان بي انتهاي رياضيات بسيار ناچيز است.

وضعيت رياضيات ايران را در آينده چگونه مي بينيد؟

بسياردرخشان وعالي. باور كنيد! در عرض 20 سال آينده رياضيدانان بسيار بزرگي از اين سرزمين به بشريت تحويل داده خواهد شد. اين را به عنوان يك اهل بخيه خدمتتان عرض كردم.
مشخصات
همراه و همگام با معلم در کلاس درس ریاضی دستتو بده به من. نگران هیچی نباش. بهت یاد خواهم داد چه طور از تیزهوشان قبول شی.