امسال هم تموم شد. البته منظورم از تموم شدن سال پایان سال تحصیلی است. الان که بر می گردم و به عملکرد خودم در سال گذشته نگا می کنم به نظر خودم که رضایت بخش بود. نه اینکه از کار خودم راضی باشم و هیچ انتقادی رو قبول نکنم. نه! اصلا این طور نیس. کم و کسری در هر کاری هست. ولی مهم اینه که چه قدر از اهدافی که آدم در ابتدای سال برا خودش تعریف کرده بود محقق شدند؟ چند درصدشون به هدف نزدیک شدند. این مهمه. به هر حال سالی که گذشت سال خوبی برام بود از چند نظر : یکی اینکه تعداد مدارسی که باهاشون قرار بود کار کنم زیاد شده بودند و طبیعتا تعداد همکارهای جدید و از همه مهم تر تعداد دانش آموزا زیاد تر شده بودند. دوم اینکه از نظر تدریس نیز به روش های بدیع و تازه ای که مورد پسند دانش آموزا بود و نتیجش نیز خوب بود رسیده بودم. از همه مهم تر این که 16 نفر از دانش آموزایی که باهاشون کلا س فوق برنامه ی ریاضیات پیشرفته داشتم در مقطع ابتدایی و فک کنم نزدیک به 10 نفرشون در مقطع راهنمایی از آزمون تیزهوشان قبول شدند و بشند. و ان شاء الله تعداد بیشترشون نیز از آزمون نمونه دولتی قبول خواهند شد. که البته پس از اعلام نتایج اسامی اونا رو در همین وبلاگ خواهم نوشت. به هر حال در سیستم آموزشی کشورمون یکی از ملاک های موفقیت در تدریس عمدتا قبولی از این آزمون ها است حالا خوبه یا بد؟ نمی خواد زیاد روش فک کنید چون هممون درگیر همین سیستم هستیم.
فصل تابستان به نظر بعضیا فرصت استراحتی است برای قشر معلم و دانش آموزا. ولی واقعیت چیز دیگری است. هم معلم و هم دانش آموز اکثرشون دوباره درس و مشق رو از نو شروع می کنند. خوب، دانش آموزا که دروس سال بعد رو می خونند معلم ها نیز دروس سال بعد رو می گن.
من هم از این قاعده مستثنا نیستم. چند کار مهم دارم که می خوام اونا رو در تابستان انجام بدم :
1- سومین کتابم رو با موضوع ریاضیات به چاپ برسونم.
2- سه جلد کتاب مجموعه تمرینات مدرسه ی میثاق رو بررسی و پس از ویرایش تایپ کنم.
3- کاربرگ های سال بعد رو آماده کنم.
4- با یک سری از مدارس و آموزشگاه ها نیز قرارداد کاری دارم که بایس دروس مورد نظرشون رو تدریس کنم.
حالا چه مقدار از این کارها محقق خواهد شد بستگی به اراده ی خودم و خواست خدا داره.
و اما شروع داستان:
امروز فردا قراره که یک پسر کاکل زری به نام علی وارد جمع خونمون بشه. با این حساب خونه ی ما 3 + 1 = 4 نفری خواهد شد.البته من که دوست داشتم امروز یعنی سال روز میلاد حضرت علی ( ع ) به دنیا بیاد ولی مصلحت خدا یه چیز دیگری است . البته یه کم استرس دارم و وروجک من و مامانشو منتظر خودش کرده................ . کمی کار برام پیش اومده می رم اونا رو انجام بدم بعد که اومدم ادامه ی داستان رو براتون می نویسم.
دستتو بده به من. نگران هیچی نباش. بهت یاد خواهم داد چه طور از تیزهوشان قبول شی.
