بعد از ظهر حدود ساعت 4 دوست خوبم آقای صفایی ( دبیر ادبیات ) تماس گرفتند که میآد تا باهاش به خونشون برَم و مشکلی که در کامپیوترش هست رو برطرف کنم. من هم حسب فرمایش ایشان آماده شدم و نیم ساعت بعد به خونشون رفتیم. کامپیوترش هیچ مشکلی نداشت ، و ایراد کار در نحوه ی کار کردنشون بود که اون هم با کمی آموزش رو به راه شد.
پس از تموم شدن کار، برای اقامه ی نماز مغرب و عشاء به مسجد غفوریلر واقع در راسته کوچه رفتیم. امام جماعت مسجد، حضرت آیت الله مرعشی نجفی پس از نماز صحبت کردند که جاتون خالی، واقعا حرفهاش شنیدنی بود.
دستتو بده به من. نگران هیچی نباش. بهت یاد خواهم داد چه طور از تیزهوشان قبول شی.
